سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

263

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

مىكند ، از عاقلان و عالمان صاحب‌نظر بود . « 1 » اما مهدى ، استاد او مفضل ضبى بود كه يكى از بزرگان زمان خود به شمار مىرفت و فرهنگ عربى پربارى را به مهدى تلقين كرد ، از اين‌رو ، مهدى به اين‌كه شاعرى بىهمتا و راوى حديث است ، شهرت يافت ، همان‌گونه كه اهل فصاحت و بلاغت بود . « 2 » هادى نيز ، با وجود خلق بدى كه داشت ، طبق توصيف مسعودى ، بسيار اديب و ادب‌دوست بود . « 3 » بغداد در عهد هارون الرشيد شاهد نهضت ادبى و فكرى بزرگى بود و علما و شعرا و فقها و قرّاء و قاضيان و كاتبانى كه در دربار هارون الرشيد ، بودند در دربار هيچ يك از خلفا جمع نشدند . « 4 » به رغم آنچه مورّخان دربارهء امين مىگويند ، او فردى فصيح و بليغ و اديب بود . « 5 » و اما عصر مأمون ، دورهء پيشرفت علوم و ادبيات و نشر كتاب‌هاى مرجع بود كه در اشكال گوناگون ، مواد نهضت فكرى دوران وى را شكل مىدادند . « 6 » در همان زمان ، بيشتر پيشوايان علوى ، چه امامى و چه زيدى ، سرگرم آموزش‌هاى علمى ، ادبى ، دينى و فقهى بودند و حتى همگى آنان از اين جنبه بر خلفاى عباسى برترى داشتند . اين امر به دو سبب بازمىگشت : اولا ، خلفاى عباسى سرگرم امور سياسى و ادارى و از آن بالاتر ، مشغول لذت‌هاى دنيوى و عافيت‌طلبى بودند . ثانيا ، عباسيان خاندانى بودند كه حكومت را در دست داشتند و فرقه يا حزب يا جماعتى همچون علويان و پيروانشان نبودند كه آموزه‌ها و ديدگاه‌هاى سياسى و دينى و فقه مختص به خود را دارا باشند . علاوه بر اين ، خاندان ابو طالب از عصر جاهلى به خاندان علم و ادب مشهور بودند و اين شهرت در عصر اسلامى هم استمرار يافت . « 7 »

--> ( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 141 . ( 2 ) . همان ، ص 142 / تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 15 . ( 3 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 318 . ( 4 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 175 . ( 5 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 279 . ( 6 ) . دكتر فريد رفاعى كتابى وزين دربارهء عصر مأمون نوشته كه در آن ، اشكال نهضت فكرى اين دوره را تدوين كرده است . ( 7 ) . ابن طولون به‌طور مفصل در اين باره توضيح داده است . ( ر . ك : الأئمة الاثنى عشر ، ص 50 )